تبليغاتX
پرپرواز

پرپرواز

من می نویسم پس شما هم بخوانید

البر کامو نه اندره ژید

 

دیگر چیزی نمونده که کتاب تعهد اهل قلم را تمام کنم نویسنده اش کسی نیست جز اقای البر کامو که من خیلی با هاش حال می کنم.

فکر بد نکنید حال می کنم یعنی اینکه من نوشته هایش را دوست می دارم و نه اینکه با جسمش حال می کنم.

.این هم اقای آندره ژید است

من نه تنه ام خورده به تنه اندره ژید بچه باز، نه از قوم لوط به جا مانده ام و نه پا به سرزمین همیشه در صحنه قزوین نهاده ام و هر چند که چند بار از شهرضا گذشته ام ولی هیچ گاه از اتوبوس پایین نیامده ام پس مرا متهم به هم جنس گرای نکنید.

دیروز هم یک ساعت یکی از شعرهای خدا بیامرز مهدی اخوان ثالث را البته با اجازه از روح مرحومش تایپ کردم که در وبلاگم بگذارم که بعد از نوشتن دستم رفت روی ضربدرش و هر چی نوشتم یک جا محو شد.

 

شاید اجازه چاپ اش را نداشتم البته من خرافاتی نیستم ولی این را به فال نیک می گیرم .

باشد که شما هم خرافاتی نباشید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:41  توسط فرزان برادر فرسان  | 

زمین

بدون شرح

 

 

زمین به دور ماهواره امید می چرخد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 16:36  توسط فرزان برادر فرسان  | 

دور دهان خارجی

دور دهان خارجی یعنی اینکه یکی از دوستان ما،نه دوستان شما ریشهایش را به همانند این پروفسور ها که هم در ایران زیاد است و هم در خارج،ریشهایش را  کوتاه می کند.در یکی از روزهای گذشته وقتی دارد مثل هر روز به سر کلاس ،شما بخوانید دانشگاه می رفته است که  یکی از ریش سفید های محل داد می زند دور دهان خارجی و با لبخند دوست ما همراه می شودجز اینکه لبخند بزنی چه کار می توانی بکنی اگر من هم بودم به جای لبخند دست روی دلم می گذاشتم وکف خیابان دراز می کشیدم و از ته دل می خندیدم.و این که الان هم ما به او می گویم دور دهان خارجی و اینکه هر کس که دور دهانش را در قدیم اینگونه کوتاه کرده است می شود دور دهان خارجی قدیمی.این دوست ما هنوز هم ریشهایش را همین گونه کوتاه می کند.جالبش اینجاست که این ریش سفید  شاید می داند که این ریشها ریش پروفسوری است ولی می گوید دور دهان خارجی یعنی اینکه می خواهد برساند که ای فرزند ریشت را اینگونه کوتاه نکن اینجوری می گوید شاید این اقا برود و ریشهایش را مثل دور دهان وطنی کوتاه بکند.

من خودم در کنار دوستمان نبود و این نقل قولی بود که من نوشتم باشد که مورد قبول واقع گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:42  توسط فرزان برادر فرسان  | 

زبانش یک متر بیرون بود

خدایش دیگر توان نوشتن را ندارم یک ساعت بنویسی و بعد همه اش بال در بیاورد و بپرد و یک زبان هم در بیاوید که ما رفتیم .

تقصیر را گردن مقصر نمی اندازم چون مقصر خودم هستم نه کس دیگری.

 

برای اینده ام خوب است که دوباره این اشتباه را نکنم.

 

تا بعد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:22  توسط فرزان برادر فرسان  |