تبليغاتX
پرپرواز

پرپرواز

من می نویسم پس شما هم بخوانید

دوست داشتم اتشی بیفروزم بر مزار بابک برای شادی روحش

درود بر تمام مخلوقات خدا از دو پا گرفته تا سه و چهار پایان و بند پایان و  هزار پایان و دیگر خزندگان که اگر نامی از انها در این جا برده نشده است امیدوارم که ناراحت نشده باشند چون وقت ما کم است و دوستان بند پای ما بسیارند.

یک ماهی در استان همیشه زیبای ازربایجان بودم البته باید بنویسم که خیلی دوست داشتم جاهای دیدنی اش را ببینم ولی وقت نداشتم که برای دیدنیهایش وقت بگذارم.

 

اما ای کاش می توانستم حداقل قلعه بابک خرم دین را می تماشایدم و برای روحش یک اتش می افروختم .همیشه دوست داشته ام که این جا را ببینم ولی امان از دست زمان و کار که هیچ گاه سر سازگاری با ادم را ندارند.

ولی شما برای من دعا بنماید که یک روز بتوانم در قلعه بابک اتش روشن بکنم.تا من هم برای شما دعا بکنم تا به خواسته خودتان برسید.

 

چون اگر پایم به انجا برسد برای همه یتان  یک اتش می افروزم.خوب چون معلوم نیست کی دوباره به انجا بروم امروز یک اتش نثار روح مرحوم بابک می کنم تا بعد که وقت گیرم بیاید و بروم .

شما هم حداقل یک کبریت روشن بکنیدتا همه باهم یادی از بابک خان کرده باشم برای شادی روحش یک کبریت هم که شده روشن بنمایید.

 

بدرود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 12:24  توسط فرزان برادر فرسان  |