دیروز می خواستم در مورد مولانا مطالبی بنویسم چون تحقیق نکرده بودم که مولانا در چه تاریخی به دنیا امده و در کجا ها به سر برده است از این کار منصرف شدم.
البته همه با اثار جلال الدین محمد بلخی بخارایی معروف به مولانا اشنا هستید.
وشاید از مجری ها و کسانی که مولانا را میشناسند و در مورد ایشان تحقیق نموده اند چیزهای شنیده باشید.
ولی دیروز ۸صدمین زاد روز این شاعر شیرین سخن و گرانقدر بود.
به پاس زحماتی که برای شعر و ادب پارسی نمودند ۱دقیقه سکوت اختیار کنید.
کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند.
این بیت شعر را تقدیم می کنیم به تمام کسانی که مولانا را دوست دارند.
اقا ما هم میدانیم که جمله اول از فردوسی است ولی چون همه شاعر های ما رنج برده اند این مصرع را نوشتیم تا هم یادی از فردوسی بشود هم از زحمات همه شاعر ها قدر دانی بنمایم.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:56  توسط فرزان برادر فرسان
|
دیشب پای سخنان ریس جمهور نشته بودم.البته من داشتم در میان شبکه های خودمان نه شبکه های غربی زیرا ما فقط با شبکه های خودمان قرار داد داریم والاغیر
یعنی اینکه ما با کشورهای بیگانه و کافر بی دین هیچ گونه رابطه ای نداریم و نخواهیم داشت
تکبیر الله اکبر مرگ بر دشمنین اسلام مرگ بر امریکا افریقا انگلیس اروپا اسراییل و غیره و ذالک.
زیرا من دیشب همینجوری بعد از گذشت چند هزار سال یادی از شبکه ۱ نمودم که از شانس خوب یا بد ما ریس مان داشت سخنرانی می کرد البته اخرهای صحبتهایه اقای احمدی نژاد بودن جایی که ایشان فرمودن من به انها در دل خودم جواب دادم خدایا خودت می دانی که و الا اخر
و ماهم زدیم روی تی وی چون ادامه بازیمان را می خواستیم انجام دهیم و ادامه سخنرانی را ندیدم که چه شد .
اقا ما بی خوابی به سر مان زده بود گفتیم چه کار کنیم چه کار نکنیم.
بعد از کلی با رن داز کردن مخمان گفتیم چه بهتر که بنشینیم فیلم هنری دراماتیک و جذاب پاپییون را بعد از کلی تعریف و تمجید مجری برنامه به تماشاییم.
البته خودم چند سال پیشتر این فیلم جذاب را تماشا کرده استم.خوب از انجایی که من فراموش کرده بودم لیلی زن است یا مرد می خواستم ببینم پاپییون همان دگاز است یا خیر
منظورم این است که نمی دانستم که پاپییون ان عینکی است یا بماند.
ولی اخرش را فهمیدم که پاپییون با چه تلاشی فرار نمودن.
در یکی از صحنه های فیلم زن روحانی یا همان خواهر بر وزن پدر وقتی گفت که چگونه من مطمآ بشوم که شما اموال کلیسا و این یتیمها را نخواهی ربود تا شما شب را در اینجا به سر برید پاپییون چند تیکه الماس که به او هدیه شده بود را به ان خواهر داد.البته خود پاپی این نیکوکار را ندیده بود که چه کسی الماسها را انجا برایش گذاشته بود.
ولی در عوض این خوبی، خواهر روحانی هم مزدش را به خوبی داد و او را تحویل پلیس کرد.
و در اخر باید افرین گفت به روحیه مبارزه ستیزی پاپییون و دست اخر گفته اش را عملی نمود و از ان جزیره فرار کرد.
پا نوشت:وقتی پاپییون درون کلیسا شد یاد ژان وار ژان افتادم.
کیبورد نوشت:اما ببینید در ان جا با اینکه ژان دزدی کرد اما پدر روحانی او را تحویل پلیس نداد.اما بر عکس مادر روحانی یا همان خواهر با این که پاپی دزدی نکرده بود او را تحویل پلیس کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 16:9  توسط فرزان برادر فرسان
|
ا سلام یا بنزینکم(یعنی اینکه سلام ای بنزین من)
به کجا داریم می رویم ما که نمی دانیم .
از انجایی که قبلآ ما برای اینکه بنزین کم نیاوریم یک چهار لیتری خالی در عقب صندلي سمت راننده ميگذاشتيم تا اگر در بيابان بي بنزين و علف گير افتاديم از هر تنابنده ای که در ان مکان بود یک چهار لیتری بنزین قرض یا همین جوری بگیریم ولی حالا چه؟اگر صد سال هم در خیابان بمانی یه قطر بنزین نصیبت نمی شود.
از انجایی که میگویند تو خوبی کن در دجله انداز تا در بیابان دهد باز.
خوب خودمان هستیم در مورد بنزین این ضرب و المثل کارایی ندارد.
ولی اکنون در جامعه پهناور ایران زمین رانندگان محترم برای اینکه در خیابان نمانند یک بشکه ۲۲۰ لیتری بنزین با تمام خطراتی که دارد در پشت ماشین که همان صندوق عقب است می گذارند و یک شلنگ به بلندی دستان کاراگاه ججت هم کنار بشکه به عنوان اینکه اگر بنزین تمام شد ان را درون بشکه بگذارند و با چند مک بتوانند بنزین را از بشکه به درون باک قرار دهند.
بعد هم همه تقصیر را می اندازند گردن علی دایی و می گویند که با این سن و سال نباید در مسابقه بین مدرسه ای اطریش شرکت می کرد.این فردوسی پور مچ علی دایی را باز کرده و حالا علی دایی هم برای اینکه کم نیاورد گفته به فردوسی پور ربطی ندارد من یاد نوجوانی هایم افتاده ام.
ولی خودمانیم از یه بابت هم راست می گوید به فردوسی پور ربطی ندارد علی اقا می خواهد ثابت کند که هنوز هم می تواند بازی کند اگر مربی تیم ملی یه نگاهی به بازیهای بین مدرسه ای در اطریش بیندازد میبند که علی اقا چه پاسهای عمقی برای شاگردانش که در تیم سایپا بازی می کنند انداخته است.
ولی حیف که این شاگردان قدر پاسهای علی اقا را ندانستن و انها را الکی خراب کردن.
از مربی تیم ملی تقاظا میشود که علی اقا را به تیم ملی ایران باز گرداند.
ای عجب از این تمدن چند هزاره ساله ایران که به کجا دارد می رود.
ما با این بنزین تازه داریم می شویم مثل افقانستان چند سال پیش و کشورهایی که نه اب دارند نه بنزین نه علی دایی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 17:25  توسط فرزان برادر فرسان
|