بخشی از رمان ماه و شش پنی.احساس خدایی از دید موام جون

بخشی از رمان ماه وشش پنی نوشته سامرست موام
پس از مدتی پرهیز از رابطه جنسی، دیگر نمی توانی تحمل کنی...
بدنبال زنی می گردی که عاری از ظرافت؛ پست و پیش پا افتاده است؛ موجودی است حیوانی که در وجودش کراهت جنسی موج می زند، و تو مانند حیوانی وحشی رویش می افتی. آنقدر می نوشی که از شدت هیجان کور می شوی
...بگذار بگویم که چه چیزی عجیب بنظر می آید: وقتی که کارت به پایان می رسد، بگونه ای خارق العاده احساس پاکی و خلوص می کنی
.
احساس می کنی که هم چون روحی هستی که از بدن جدا شده است
...حالتی اثیری... احساس می کنی که خدا هستی
كتب و رمانهاي موام
از رمانهاي معروف سامرست موام ميتوان بهاسارت بشري (1915)، ماه و شش پني (1919)،لبه تيغ (1944)، درباره رمان و داستان كوتاه(1945)، گزندهاي دلبستگي (1920)، گذرگاهخطرناك (1931)، كتاب چهارگانه(1948) وحاصل عمر(1949)، اشاره داشت.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 15:13  توسط فرزان برادر فرسان
|
