تبليغاتX
پرپرواز

پرپرواز

من می نویسم پس شما هم بخوانید

زبان تن نزد نويسندگان مشهور قسمت اول

 

بسیاری از نویسندگان بزرگ در زن بارگی و نوشیدن الکل و بی دینی و فقر و دارایی و شکست و نامدارای و چگونگی زيستن و  مردن   همسان و هم سنگ بوده اند.من و داداش فرسان زین پس زندگی نامه چند تن از این نامداران دنیای کاغذ و قلم یا کاغذ و ماشین تایپ را برایتان تایپ خواهیم کرد.

ویلیام فاکنر ،ارنست همینگوی، یوجین اونیل،سامرست موام،ژان پل سارتر،فرانتس کافکا(مانند برخی ها نامزد باز بوده است)و... این آقایان دارای ویژگی های بالا بوده اند.آندره ژید نویسنده ای نامداربوده  است که به بانو علاقه نداشته است.ژید مانند بسیاری از ادبا که نسلشان منقرض شده است دیوانه پسرکان بوده است.

من که در باره گارسیا مارکز چیزی نمی نویسم.اگر داداش فرسان خواست در این باره بنویسه من هم به جمالزاده و بزرگ علوی و چوبک و گلشیری و چخوف گیر سه پیچ می دهم.

دوستان ارجمند من با صراحت نویسی و برهنه نویسی و جتی هرزه نگاری مشکلی ندارم ممكن است حتی  دیدن فیلم عریانی به مذاقم خوش بیاید.

هرکس که آنقدر هوش و حواس دارد که بتواند کتابی بنویسد،خودبخود می داند،برخی واژه های تند و رک بوی زننده ای از مصداق خود و محیط آن مصداق را با خود دارند.چون این گونه واژه ها می تواند هر شعری را که در باره تن و بدن باشد،به فضاحت بکشاند.لذا این دسته  نویسندگان در اثاری که پيش چشم ما گشوده مي شود و با ما تماس حاصل مي كند از واژگاني استفاده مي كنند كه از پيش ضد عفوني شده است.يعني در گفتگو از اسرارخلوت و رختخواب بشيوه غير مستقيم و فرهيخته اي متوسل مي شوند.وقتي اين گونه خود داريها مورد توجه قرار گيرد؛ادراك آدمي تند و تيز تر مي شود ودرگيري ها و تضاد ها هم كند تر مي شودواينك  كه داد گاه هاي ما كم و بيش براي تعريف قبح دست از تلاش برداشته اند؛سالها در هرزه نگاري چه بهنجار و چه ناهنجارغوطه خواهيم خورد باشد كه اين وضيعت با افزايش ازادي تخفيف يابد.

من و ويل آريل دورانت و ابراهيم مشعري.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 10:16  توسط فرزان برادر فرسان  | 

پسر جلال آل احمدو بانو منیرو روانی پور!!!!

 

من زیاد رادیو گوش نمی دهم  ولی ماشین سواری زیاد می کنم.

رادیو گوش دادن های من غیر ارادی هستند.از دوحالت هم خارج نیستند.حالت اول این است که توی ماشین پدر باشم.پدر در ساعت های خاصی دستگاه پخش صوت را خاموش و دستگاه رادیو را روشن کند.حالت دوم توی تاکسی است.امروز در حالت دوم رادیو گوش کنی بودم که با گوشهای خودم شنیدم سَــر ِ  پسر مرحوم جلال آل احمد دعوا شد.

مجری رادیو (داداش فرسان می گوید بنویس گوینده رادیو!!!)گفت:جراید نوشته اند،پسر جلال آل احمد که نامش رسول آل احمد هست یک مطرب از آب در امده و آوازه خوان شده است.او می گفت آقا رسول هم در موسیقی سنتی مطربی می کند هم در موسیقی پاپ.

گوینده رادیو نشانی آن روزی نامه یا روزنامه زرد را نگفت!!!

 

 

آقا جلال همیشه ناخواسته مورد دروغ پراکنی قرار می گیرد. یک بار داداش فرسان که خشمو شده بود نوشت بانو*منیرو روانی پور همسر جلال است.او در آن هنگام خشمو بود وگرنه چنین اشتباهی نمی کرد.امیدوارم روح آقا جلال از دوستدار و هوادار دو آتیشه اش، داداش فرسان رنجیده نشده باشد.ولی از نویسنده وسر دبیر آون روزی نامه و روزنامه زرد که گوینده رادیو نامش را نگفت رنجید بشود.

اگر فردا خواندید یا شنیدید صادق هدایت یا صمد بهرنگی دارای فرزند یا فرزند زاده*شده اند بدانید که دست صهیونیست ها یا انگلیزیها* در کار است.

اقا جلال در کتاب سنگی بر گوری داستان بچه دار نشدن و تخم گذار نبودنش را بتفصیل شرح داده است(برو بابا*.اینجا شو با داداش فرسان هستم می گوید بجای بتفصیل و شرح واژه های پارسی بنویسم)

 

پ.ن:

 

*انگلیزی ها همون انگلیسی ها هست که به پیروی از برخی نویسندگان قدیم انگلیزی ها نوشته شده است.

*داداش فرسان روی بانو خیلی حساس است،معتقد است بانو از خانم پارسی تر و ادبی تر است 

*فرزند زاده همان نوه خودمون است.

*بروبابا فحش نیست.(برای پاورقی هم دست وردار نیست می گوید بجای واژه تازی فحش بنویسم دشنام!!!!!!!!!!)

 

برای شادی روح  آقا جلال کتاب های زن زیادی، نون والقلم ،از چاله به چاه،سنگی بر گوری،مدیر مدرسه،خسی در میقات، دیدو بازدید ، سه تار ،نفرین زمین ،غربزدگی را بخوانید.

همسرآقا جلال که هنوز در قید حیات هستند بانو سیمین دانشور

هستند . عمرشان درزا باد

***اگر روی فرسان های کلیک نکرده اید کلیک کنید و عکس های پدر و داداش فرسان و من را ببنید.

****ممکن است من یک هفته در سفر باشم دعا کنید این وبلاگ به دست داداش فرسان نیافتد وگرنه با پارسی نویسی همه تونو ذله می کنه او از اُپن نویسی برای بار چندصدم توبه کرده است!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 22:45  توسط فرزان برادر فرسان  | 

صد سال اول زندگی مادر بزرگ

 

این نه پست است نه داستان نه بی پرده نویسی یا بقول بعضی ها اُپن

نویسی!!!مسئله ناموسی است.به امانت پدر بزرگ  ما یعنی

مادربزرگ  محترمه مان باور کنید دست و دلم به کیبورد نمی

رود .کاش به او سوءقصد شده بود.کاش او سوار هواپیمای ۱۰۰و سی

شده بود.کاش هواپیمایش به گروگان گرفته می شد.ولی دو تاfighting46 نامحرم

اورا نمی ماچیدند.این رویداد شوم در حالی انجام گرفته که مادر

بزرگ خوشگل Animated Heartsما بیش از یکصد سال خورشیدی،مادر بزرگ های

خودتان دارای طول عمر با مقیاس سال نوریShocked هستند.یکی از آن

نامردهاکه بزودی ما بسراغش می رویم ومزدش را کف دستش می

گذاریم.داماد دخترش بوده است.یکی دیگر شوهر خاله خودمان

بوده.مادر بزرگ تا پیش از این بجز به نوه های پسری اش به هیچ

پیرمردی یا مردی یا نامردی یا پسری اجازه بوسیدن نداده بود.حالا که

تا اندازه ای با مصیبت Crying or Very sadجانگدازی که گریبان گیر ما شده است آشنا

شدید کمی هم با گذشته پر افتخار و شیرین کاری های این شیر زن

آشنا شوید.

مادر بزرگ از ۶ سالگیAnimated Hearts دارای خواستگار مهندس و دکتر بوده است

ولی در نه۹ سالگی به عقد دائم پدر بزرگ ما که یک سلحشور و

خوش تیپ پرورش دهند گاو و گوساله بیست و چند ساله بوده است در

می آید.پدربزرگ خودتون کابوی بوده است.پدر بزرگ ما مرد شریفی بوده

که هرگز کمربندش را به گناه باز نکرده و داداش فرسان از این افتخار هم

دروبلاگش برای بی ناموسی نویسی بهره برده بود.یکی دیگر از افتخارات

پدر بزرگ و مادر بزرگ این بوده است که بیش از هفت دهه با هم در

صلح و صفازندگی کرده اند. مادر بزرگ در طول عمر پــــــــــــــــر برکتش

تنها یک بار ،با پیشنهاد های نامشروع مواجه شده است. یک بار یک

نامرد که به بیماری جهش وپرش چشم مبتلا بوده است با مادر بزرگ

حرف می زده و مادر بزرگ خیال کرده است آن نامرد به او چشم

خوابانده است.مادر بزرگ به چشمک می گوید چشم خواباندن. و جز

این دیگر هیچ ماجرایی در زندگی این شیر زن، پیر زن مادر ومادر بزرگ و

مادر مادر بزرگهای هرکی هست که به مادر بزرگ ما بنویسد پیر زن.

داداش فرسان می گوید این اصلا مسئله قابل توجهی نیست.استدلال

های او اینجنین است که آن دوتن بی منظور مادر بزرگ را بوسیده اند.

خیال می کند مادر بزرگ ما هم شرکای چتی او هستند که هی آنها را

ماچ می کند و می نویسد بی منظور می ماچمتون.

دلیل دیگرش این است که مسئله مادر بزرگ به طایفه مادر بزرگ ربط

دارد ما تنها در برابرکسانی که از کمر پدر بزرگمان درست شده

اند مسئولیم.ShockedShockedShocked

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 12:53  توسط فرزان برادر فرسان  |